خرید بک لینک
266 اینا همش گرده. گرد سفید. سبز. نارنجی. خوبه ها. شادی وقتی میخوری. غم میره. دلتنگی میره. در و دیوار نزدیک نمیشن بهت. قلبت تو گلوت نمیزنه. سر جاش میزنه. صب پا میشی تا شب دیگه یادت نمیاد. از رو خط موزاییکا رد شی به هیجات نیست. از یه فیلم نود دقیقه ای اقلن هشتاد و پنج دقیقه حواست جمعه. ولی شب. شب انگار تو قبر خوابیدی. از همه جا ترک میخوری. بغض میکنی. لبخند عصبی میزنی. لبخند عصبی میزنی. بغض میکنی. انگار همه اون غما و دلتنگی ها با هم میان. میبینی نمیارزه. بدتر میکنه. میکنه ها. خلاصه که این سبز و نارنجیا حال مارو خوب نمیکنه. اینا همش حیلت گنده. باید رها کنم. سخت نگیرم. همش همینه. +پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

268

ولی من هنوز برام پاییز نشده. فقط اون دو روز ابری و بارونی کمی حس کردم پاییز درست و درمونو. دیگه همش هوای فردا بستگی داشته کی کجا باشه. کاش انقد بارون میومد که از رطوبت روم خزه سبز میشد.

+پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ |


برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

 من فقط شبیه ادمی ام که از قشنگ ترین خواب زندگیش بیدارش کردن. تا از قشنگ ترین خواب زندگیت بیدارت نکرده باشن نمیتونی بفهمی من چی می گم. 

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

آدما زشتن. من زشتم. تو زشتی. واقعیت اینه که همه ما خیلی زشتیم. کج و داغون و عقبیم.

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

271 امروز که به تک تک جاهایی که تو بوستان نشسته بودیم و حرف زده بودیم و سیگار کشیده بودیم نگاه میکردم حسش کردم. همینجوری که سرما تا ته تا دسته میرفت تو تک تک سلولام حسش کردم. حضورش ن. وجودشو. چقد الکی دنبال پوینتش بودم. پوینتش خودشه. فیلینگ اینفینیتی که موقع نگریستنشه. یک نوعی از احساس خوشبختی که نسبی نیست. خوشبختی مطلق. بالذات. مثل یه نور که یهو تو تاریکی ظاهر بشه و بفهمی چقدر همه چی میتونه متفاوت و زنده و باوجود باشه. حتی اگه اون نور ناپدید بشه، روشنایی و چیزایی که دیدی رو فراموش نمیکنی. تو تاریکی خودت با اون دنیای متفاوت زندگی میکنی. با دنیای با وجودش. +دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

من ترجیح میدم با یه مرگ دلخراش یا حتی بیماری صعب العلاج بمیرم ولی تو خونه ی خودمون باشه. بیمارستان قطعه ای از جهنمه. از دیشب همه ی بدنم مریض شده. 

برچسب: نویسنده: میلاد عابدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:35

صفحه بندی